سلام
. خوبید ایشالا ؟! چه خبرا ؟ از حال ما هم اگر جویا باشید مثل همیشه با حال هستیم,غمی هم نیست جز دوری شما,که آن هم خیلی مهم نیست
.....
این قسمتش از من نبودا ! سر من رو نبرید ! از یه بنده خدایی بود
. همین قسمت جویا و مویا و اینا دیگه !
-
پریروز که از امتحان زبان اومده بودم و داشتم با مینا
و نرگس
چت می کردن احساس کردم ووی یه طوریمه ! هی حالم بده هی
......
تا اینکه عصر که از خواب بیدار شدم دیگه سرم داشت حالی به حالی میشد و هی سرم گیجی ویجی میرفت . بعدشم دیگه حسابییییییییی
. هی هم رو ویبره بودم . گرمم بود اما می لرزیدم . خلاصه مادر خانومی گفت پاشو ببرمت بیمارستان . آخه ساعت ۹:۳۰ شب بود و دیگه کلینیک نزدیک نبود که بخوایم بریم . خلاصه بدو بدو تا خواستیم بریم بیمارستان باز من رفتم رو ویبره و یه بار دیگه
....
بعدش رفتیم و دکتر و دکتر جون گفت : مشکوک به آپاندیسسسسسسسس
.... بدو بدو ما رو فرستاد آزمایش و من خووووووون دادم
........ بعد اومدیم خونه باز ساعت ۱۲ که جواب آماده میشید رفتیم . یه دکتره برگه آزمایش دست مادر خانومی بود گفت همین حالا بسترییییییییییییی آپاندیس.......
. بعد دکتر قبلیه دید گفت شروعه آپاندیسه . اما خوب اگر خونه نزدیکه برید خونه فردا ۷ اینجا باشید
.... فرداش رفتیم ما رو فرستاد و خلاصه من بیچاره دیروز به اندازه ی تمام عمرم آب خوردم !
حالا جالبیش این بود که همون شب قبل از آزمایش دکی گفت آب نخور ! من به عمرم تشنه م نمیشه هااااا . همون موقع داشتم از تشنگی می مردم
.
خلاصه جواب نهایی اینکه بنده نه آپاندیس داشتم نه چیزی . و حالا هم سالمم . فقط یه کم بی حس هستم . -
امروز امتحان شیمی داشتیم. در حد ۱۱-۱۲ نمره نوشتم . دست بالا ۱۱ می گیرم ( عمرااااا ) و دسته پایین هم ۸
. واسه منی که دیروز از ۶ عصر تازه شروع به خوندن کردم وسطش هم هی حالم بد بود خیلی هم خوبه
( کجاش خوبه ؟؟؟؟؟؟
)
............ اضافه شده در بعد : تا صد سالللللل . میوفتما !!!! عمرا اگه پاس شم
....... -
وقتی همه ی حرف ها رو می ذاری کنار هم می بینی همه شون درست می گن . و تقصیر از همه هست . اما لطفا دیگه بحث رو کش ندید ! امیدوارم به زودی همه چیز درست بشه
. واسه بار هزارم میگم ارزش دوستی های چندین و چند ساله بیشتر از این حرفاست
. -
استرس دارم ! دلهره از اینکه بعد از چند وقت ندیدنت برخوردت/برخوردم چه طوریه ؟!
-
تولد مریم گلیییی ۲۱م بود . عزیزم شرمنده زودتر نتونستم تبریک بگم . تولدت مبارک . مرسی بهم زنگ زدی عزیزم . تولدت مبارکککککککک
......
مانا باشید و همیشه شاد
سوتی نوشت : و اینکه مغازه ی دکتر
........
اضافه شده در خیلی بعد تر
( یکی یکی یادم میاد
) :
دیشب جام جم ۳ - برنامه ی چشم انداز - حمید فرخ نژاد رو آورده بود . بعد یه آقاهه که آبادانی بود و نمی دونم کجا زندگی میکرد زنگ زد و با هم حرف زدن . همون اولش آقای فرخ نژاد عینک ریبنش رو در آورد گذاشت رو چشمش
. بعد آقای حمید خان گفت تا برات یه چیزی تعریف کنم ! گفت :
یه بار یه آبادانیه به دوستش میگه :" من صد هزار تومن پول دارم . نمی دونم ننه م رو ببرم دکتر یا برم عینک ریبن بخرم ؟! " دوستش بهش میگه :" نمی دونم میل خودته . اما عینک ریبن با پیرهن مشکی خیلی به هم میان " .......
....................... اینا رو اون انجام دادا ! نیاین به من فحش بدین
! ..............
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:11 PM توسط مريم خانومی
|


