سلام احوال شما ؟! خوب هستید ایشالا ؟
بله تعجب نکنید . این منم که به همین حالت دارم می زنم توی میز کامپیلیتر . یعنی می زدم . حالا دیگه درست شد ! و البته بنده
شدم . قسمت کیبورد میز کامپیلیتر به دلایل قریب الوقوععععععع
گیر کرده بود و در نمیومد . آخرش بعد از مشت و لگد های بنده ی حقیر و با اتکال به پروردگار و زحمات بی شائبه ی آقای پدر در اومد . حالا که در اومده و
بعدش پیچش گم شده
. که البته با چشم های پیش تلسکوپیه بنده ی حقیر پیدا شدن
!
امروز ۳۰ اردیبهشت ........ فروزی جونم تولدت مبارککککککک
.......
اینم متن اس ام اس دیشب بنده به ایشون جان :
" سرکار خانوم مهندس فروزنده .....(فامیلیش) میلاد شما را هم زمان با فارغ التحصیلی از آموزش و پرورش تبریک و تهنیت عرض نموده و برای شما و خانواده آرزوی موفقیت و سربلندی را خواهانم . و جز دوریه شما ملالی نیست که آن هم زیاد مهم نیست
.
آرزومند آرزوهایتان : مهندس مریم .... ( فامیلیم .شما بخونید خانومی
) .
مورخ : ۳۰/۲/۸۷
.
.
حالا تولد تولد تولدت مبارک . مبارک مبارک تولدت مبارک
.
۳۰/گاو/موش "
اعتماد به نفس رو حال کردین ؟
نه جون من حال کردی به این میگن اعتماد به نفس کاذب در حد تیم ملی
.....
تا دیروز قیافه مان به نسبت بسیار زیادی شبیه به میرزا کوچک خان جنگلی شده بود
که به لطف خدا و زحمات خودم و با هنرمندی تماممممممممم یه کم بهتر شدیم
. امید به اینکه بهتر شود
.
چرا اینقدر برق میره ؟! دهههههه
. هی فرت و فرت برق میره . چه معنی میده !!!!!!
اس ام اس هم که سالی به دوازده ماه با یه دور سلام و صلوات و .... شاییییییید بره
.
آب هم که وضعش اون طوری
.
برنج و گوشت و گوجه فرنگی و ..... هم که به همین منوال !
..........
آخه این چه وضعشه ؟! این چه وضعهههههههههههههههههه زندگیه ؟؟؟؟؟؟؟
.......
ای خدااااااااا ........
توجه دارید که ؟
توی این پست تا اینجا به همه چیز اشاره شد به جز درس و درس خوندن
. خیلی هم خوووووووب
.
خوب آخه دیگه گفتن نداره که ! می خونیم اگه خدا بخواد
. اگه خدا قبولمون کنه می خونیم . خدا جونم این همه نگاه به آدما می کنی . یه کمم نگاه به ما کن
. دلم گرفت به خدا
.
از امتحانا فقط یکی دیگه مونده ! ریاضیات گسسته !!!!!!
.... جدا که درس بی خودیه
.
از اون بی خودتر .......
هست . در پست های خیلی قبلی توصیفش رو شنیدید که
؟!
خلاصه به همون دلایل توصیفات و کل کل های مکرر توسط اینجانبان با د ب ی ر مربوطه امکان پاس نشدن ۲۰ نفرمون هست
. والا مگه شوخی دارم باهاتون ؟! دهههههههه مگه من هم قدتم که باهات شوخی کنم ؟
.........
..... خلاصه دیگه واسه این حسابی دعا کنید . چون یه هو دیدی زد به سرش بی تصحیح همه رو صفر داد
.
گراف رو یکی دیگه درس داد . یه جزوه داریم قلففففف دار
در حد تیم ملی
. نظریه اعداد و احتمال هم یکی دیگه
....
چهارشنبه راحت میشیم از دستشون
.
آخرین امتحان مقطع مدرسه
. یه حس خوب و قشنگه .
می دونی که فقط چند روز دیگه مونده ! روز شماری می کنم ! هورااااااا
. عچقمییییییی
......
شاد و موفق باشید . ما هم باشیم
پی نوشت : رنگ کامنتدونی بلاگفا چرا اینقدر بی روح شده
؟!!!!!!
وبلاگ نویس عزیز بوشهری ,تو هم با ما همراه شو تا استانی مجازی و بدون محرومیت را بنا کنیم .
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 3:40 PM توسط مريم خانومی
|


.... بدو بدو ما رو فرستاد آزمایش و من خووووووون دادم
. بعد دکتر قبلیه دید گفت شروعه آپاندیسه . اما خوب اگر خونه نزدیکه برید خونه فردا ۷ اینجا باشید
.... فرداش رفتیم ما رو فرستاد و خلاصه من بیچاره دیروز به اندازه ی تمام عمرم آب خوردم !
! فقط عکساش رو میذارم . چون باید زود برم لالا که بسیار بسیار زیاد چشمام در حد تیم ملیییییی میسوزه !
)
. باز دپسرده میشماااااااااا ! این دفعه باعث و بانیش شما میشین
) ..........
!!!!!!!!!! بعدشم کنکور میدیم و هورااااااااااااا
( حالا انگار کنکور خیلی چیز خوبیه
.....
حیف اون آدمی که بخواد این مدرسه رو قورت بده ! دیگه خودش باید بره زنده به گور بشه
( نه که خیلی خوبه
اما خوب قصد یه چیز دیگه ای بود که........
!!!!!!!!!
. بعد ما چند نفر ( من - فروزی - سوری - لاله ) مسخره بازی می کردیم . هی میگفتیم : فیلمه ؟ فیلمه !؟ بچه ها فیلمه !!!!!!! وای وای فیلم ورداریه
..............
................ فروزی جونم بیا دیگه ! گفت خواستی آپ کنی خبرم کن بیام . انگار می خوام شق القمر کنم 
