تبليغاتX
... روزی روزگاری

یلدا مبارک !!!!

یعنی واقعا اینقدر زندگیمون با ارزشه که به خاطر ۱ دقیقه بیشتر شدنش جشن می گیریم ؟!

 

پی نوشت : امروز از ۸ صبح مدرسه بودیم تا ۸ شب . فیزیک داشتیم . دبیرمون آقای کشیشیان هست که از تهران میان و ا رم ن ی هستن . و ..............

 خوب من برم در اسرع وقت میام و گزارش میدم .

شاد و پیروز باشیددددددد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:45 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

سلام سلام . خوبید همگی ؟ خوب باشه بابا حالا چرا داد می زنید ؟!  فهمیدم خوبید بهتر از این هم نمیشید . ایشالا خدا بهتون ببخشونه big grin. دیگه چرا گوش من رو پاره می کنید raised eyebrow؟!

امروز ۲۵ آذره !  نهال جونم تولدت مبارک kiss . ایشالا که ۱۸۰۰ ساله بشییییییی   ...

و امروز ۲۵ آذره ! broken heart ..... ۳ سال پیش مثل یه همچین روزی ما یه بخشی از امتحان ترم ریاضی۱ رو داشتیم . اون سال قرار بود که ازمون امتحان نگیرن . اما خوب زدن زیرشو هی به بهانه های مختتلف یه سری امتحاناتی از ما گرفتن که بعد از به عمل آمدن کاشی ما متوجه شدیم که بلهههههههه اینا همون امتحانای ترم اولمون بودن . خلاصه امروز ۲۵ آذر ۳ سال پیش یه بارون بسیار بسیاررررر شدییییییییدی اومد که منجر به تعطیل شدن مدرسه و بسی شادمانیه بنده ی حقیر شد clown . آخه هنوز اون مبحث امتحان رو تموم نکرده بودم big grin . خلاصه روز خوبی بود خیلییییییییی خوب big hug . تا الان که خاطره بوده برای من ! نه فقط به این دلیل . بلکه به دلایل مجهول الهویه ای winking big grin ( باز اینا زدن جاده خاکی ! بابا اینقدر منحرف نشید!!!!!!!!!!! time out - New! )
خلاصه بگم این روز رو بسیاااااااار بسیاررررررر دوست می دارم love struck!

هوا باز گرم شده . به نظر شما چرا آیا confused؟!!!!!!!! یعنی میخواد بارون بیاد ؟!  من که چشمم آب نمی خوره broken heart broken heart ........ اما امیدوارم بیاد  . روزای بارونی کنار دریاااااااا drooling ....... بیشتر از هر چیزی احتیاج دارم don't tell anyone ......

هنوز ثبت نام کنکووووووووور رو نکردیم !  اگه دیدین ما امسال کنکور ندادیم بفهمین هنوز ثبت نام نشدیم worried . دفترچه ها رو مدرسه گرفته ها . اما هنوزثبت نام نکرده    !

یه برنامه ی کوییک اسمایل دیگه دانلود کردم . اون قبلیه گم شد . از جوینده یا اشخاصی که من اون برنامه رو بهشون دادم تقاضا میشه که بیان و اون رو به منم بدن crying .  من واقعا ممنونشون میشم !
انگاری اینطور که از خبرگزاری رشیدپور نیوز   شنیدیم امتحانامون از ۹ دی شروع میشه و ۲۴ دی به پایان می رسه ! آیا این خبر گزاری درست میباشید آیا ؟!  یه که غلط می باشد آیا thinking؟! در حل این مسئله هنوز بین علما اختلاف نظر هست که ایشالا به زودیه زود رفع خواهد شد !

خوب حالا هم این شعر رو می ذارم . چون بسیار بسیار دوستش می دارم ( این بسیار بسیار رو به لهجه ی زی زی گولو جونم love struck بخونید ) .

 " سپیده ی عشق "

آسمان چو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوش تر از خواب است

خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش

تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگ هایم

آه .... گویی ز دخمه ی دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده

بر لبم شعله های بوسه ی تو
می شکوفد چو لاله ,گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله ی راز

ناشناسی درون سینه ی من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوئیا بوی عود می آید

آه .... باور نمی کنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد

بی گمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده ی عشق
می نویسم بروی دفتر خوشی
" جاودان باشی ای سپیده ی عشق "

                                           " فروغ فرخزاد "

مانا باشید love struck big hug kiss 

پی نوشت : می دونید چرا با خانوما میگن " ضعیفه " ؟
خوب چون آقایون ضعیف هستن . خانوما هم وجه مونثی می خوره بهشون . میشن ضعیفه !
اینطور نیست ؟!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 3:22 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

سلامممممممم . چه طورید ؟! چیه بابا فکر کردی ۲ دقیقه بهت لبخند ملیح زدم دیگه هیچی به هیچی ؟! دیگه زود دختر خاله پسر خاله شدی ؟  برو عقب ببینم  !!!!!!!  نگاه اعصاب مصاب ندارم یه دفعه دیدی اومدم تو چشمتااااااااااا  .........

 سلام . خوبی بید ؟! خوب یه کمی از این حالت بالاییه بهتر شدم . و الا همونم که هستم .

چه خبرا ؟

وووووووی دیدین باز چی شد ؟!  من خیلی حرف داشتما اما باز یادم رفت . خوب خنگولم دیگه . شما خورده نگیرید !

هوا سرد شد و بارون نیومد  . من نمی دونم چه گناهی به درگاه خدا کردیم ؟ 

کامی جون باز هم به دست همون عزیز مهربون قبلی درست شد   . وقتی خراب میشه دیگه فقط به دست تو درست میشه  . اصلا فقط تو رو می شناسه که بخوای درستش کنی . بابا من شرمنده هستم . من واقعا نمی دونم چی بگم ؟! من واقعا خیلییییییییییی شرمنده هستم . دستت خیلی درد نکنه . ایشالا همیشههههههههه سالم باشی !!!!!!
دیروزم بهت گفتم اگه سنگینن تا کمکت کنم  . بابا هندونه ها رو میگم دیگه  . شوخی کردم بابا حالا چرا گریه می کنییییییییی؟

 اه چقدر از این آدمایی که واسه بقیه کلاس می ذارن بدم میاد . ووی ووی . خدا نصیب گرگ بیابون نکنه . ای الهی که یه روزی بفهمن چقدر زشت و بی ریخته که واسه بقیه کلاس بذارن و هیییییی از خودشون تعریف کنن و هیییییییی ........ . هی حالا من هیچی نمیگم اینم پررو شده . خوب آخه عزیز دل خواهر این چه وضعه رفتاره ؟! آدم باش بابا آدمممممممم !  اگه اومدم یکی خوابوندم توی گوشت مقصر خودتیا !!!!!!!!! از حالا گفته باشم !

مرسیییییییی فیلتر شکن  . کلی سایت هایی رفتم که خیلی وقت بود نتونسته بودم بازشون کنم . اهههه باز این فرک بد کرد . خیلی منحرفیا ! منظورم از سایت ... سایت گزگ و رینگو و مالتی پلای و .... بود .

مریم گلی جونم بیا دیگه . بیا بوشهر. آفریییییین خانومی  . تو که اینقدر خوبی . اینقدر ماهی . یه مرخصی بگیر بیا دیگه  . از همون مرخصی چیزیا ! از همونا  .....

وسط نوشت : خیلی خ ر ی . حالا من هر چی بگم مگه تو می فهمی آخه !؟؟؟؟؟؟ این برای باز هزارم !!!!!!  ( مجددا میگم این نوشته محاطب خاص دارد ! مخاطبش هم اینجاها نمیاد. یا به عبارتی خیلیییییییییی وقته که نمیاد . شایدم میاد ها !؟  نامرد میای ؟  اگه میای تا ننویسم  . می نویسم آخه می دونم نمی خونه  . اگه می خوند آخه کی جرات داشت بنویسه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟  )

باز این گردن درد لعنتی اومده سراغم . من نمی دونم حالا وقتشه آخه !؟ اه که توی این دنیا همه با آدم لج هستن !  .......

توی این هفته یه بار یه وبلاگ یواشکییی درست کردم . اما بعد از ۲ دقیقه بعد از پست اولین مطلب ارسالی حذفش کردم . فرداش باز اومدم همون وبلاگ رو راه اندازی کردم .اما باز نیم ساعت بعدش حذفش کردم . نمی دونم چرا ؟! اما خوب یه خاصیت خاصی داره این روزی روزگاری . نمیشه برم یه جا دیگه . اصلا با خودم کنار نیومدم   . از این به بعد هم اگر خواستم چیز یواشکیهییییی بنویسم توی یه برگه می نویسم بعدش پاره ش می کنم . اینطوری هم نوشتیده شده هم اینکه با پاره کردن اون برگه یه کم خالی میشم  .

تازشمممممم من اتاقم رو مرتب کردم  مثل خانوم های خوب با شخصیت . اینقذه خوب و خوچکل شده که نگو  .

این مجموعه ی ساعت شنی هستا ؟! یه قسمتش رو دیدم . بد نبود . شاید نگاهش کنم ! معلوم نیست  . من زیاد میخوام فیلم ببینم اما اصولا ........

خوب با اجازه تون ما بریم یه کم وبگردی !!!!!!!

شب و روز همگی به خوبی و خوشی !  

مانا باشید    ......

پی نوشت : خواستم عسک نی نی رو بذارم . اما فوتو شاپ باز نمیشد . شایدم میشد من بلد نبودم . آخه سخته دیگه . این عزیز مرهبون فکر کرد من مثل خودش بلتم خیلی !  از این با کلاساش گذاشت روی کامی !
به خدا خنگ نیستم در زمینه ی کامی . اما خوب دیگه از این یه مورد هنوز سر رشته ندارم .  بعد کنکور ایشالا ( اگه البته قبول شم  ) !!!!!!!

اضافه شده در نیم ساعت بعد از ساعت ثبت .

جیجه در حال حل یک مساله ی بسیار مهم زندگی :

                   setayesh

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 3:28 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

  سلام . خوبید ؟! من اینقدرررررر خوبم که اگه الان یکی بیاد نزدیکم یکی می خوابونم تو گوشش ........  پس مواظب خودتون باشید !   ........

چند روزه هی می خوام بنویسم . این صفحه رو باز می کنم ۲ کلوم می نویسم اما بعد می بندمش ! اصلا حوصله ندارم .
پاچه گیر شدم در حد تیم ملییییییییییییییییی     ........

خیلی حرف داشتم اما الان اصلا حرفم نمیاد  !

کامی جون ویروس گرفته اونم در حد تیم ملییییی   .....

هوا گرم شده اعلام بارون شده ! اما دریغ از ۱ قطره ! خدایا ببارون دیگه   .......

به نظر شما دوش حموم می تونه جای بارون رو بگیره ؟ .......

شاد باشید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:57 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

و بالاخره انتظار به سر رسید و باران - این نعمت خدادادی - امروز صبح ( بهتره بگم نیمه شب ) به ما لبخند زد . و الان داره قهقهه می زنه  !

                   rain

این متنی بود که من امروز صبح به چند تا از دوستان اس ام اس کردم ! بارون و ترگ بود در حد تیم ملی !  و رعد و برق و صاعقه می زد از اینا که آدم می پره هوا ! و من البته بسیار بسیار عشقولانه ی این رعد و برق ها هستم !

سلام . خوبید ؟!

جاتون خالی این مرحله ۲ سنجش رو اینقدر قشنگگگگگگگگگگ دادم که خدا بده برکت  

توی این هفته که گذتش با حورا جون حرفیدم ! ایندر جیگر بودددد که نگو . قربونش برم . صداتم مثل خودت نازه . فدات شم .
با مریم گلی هم یه کمی اس ام اسی حرفیدیم ! دلم براش تنگولیده بود اساسیییییییییی   .

توی این هفته اتفاقاتی افتاد که نمی دونم بگم خوب بوده یا بد ؟! به حر حال اگر بعدا می خواست اتفاق بیفته خیلی بهتر که حالا پیش آمد !   ..... بیخیال ارزش تعریف کردن نداره !

شاد باشید و همیشه سرفراز !   ( چه جمله ادبییی !   )

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 2:38 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

  سلام ! هیچی بابا قشنگ بود گذاشتمش این اول   . خوبیدددددد ؟ 

خانوم مشفقیان برگشتتتتتتت .......

اما هنوز برنامه ی دبیر فیزیکمون مشخص نیست  . اینقدر فیزیک عقبیم که  .......... اگه بگم کجا هستیم که مسخره مون می کنن . پس نمی گم   . اگه دبیر دزدی   نمیشد ما الان باز جلوتر بودیما اما خوب .... خدا کنه فردا دیگه بیادش   .... ما گناه داریم   . البته اگه بازم فردا بیاد باز ریاضی تجربی با هم برگزار میشه و توی یه کلاس ۴۳ نفرههههههه   باید بشینیم و بیمیریممم   . تازه قبلشم با آقای بخشنده کلاس داشته باشیم ......... خدا آخر عاقبت فیزیکیه ما رو به خیز بگذرونه !

یکشنبه یه امتحان دیفرانسیلی دادییییییییم که بیا و ببین     . اینقذه خوبه !  آدم امتحان مشورتی بده !  تازه اینکه دبیر هم نباشه و مراقب هم نذاره بالا سرمون ! و ما خوشحال و سرشار از انژی مثبت اینکه نههههههه امتحانتون خیلییییییییییییی سخت نیست اما خیلی سخته !  شروع کردیم به امتحان دادن و اینقذه خوش گذشتید   . تازه بعدشم شب آقای رشیدپور جون زنگ زد بهم . گفت تو و فروزی و لاله که اصلااااااااااا با هم امتحان نداده بودین   . من : نههههههه آقا   دور از جوننننننن . گفت پس عجیبه که اشتباهاتون شبیه هم بود و درستا هم شبیه هم   . منم گفتم خوب آقا عقلامون شبیه همه . گفت : آرهههه ؟! ( نه که مثلا از قبل نمی دونست   ) .... من : نه آقااااااااا خوب باشه . امتحانتون خیلی سخت بود   . تازه با این وضع بازم امتحان رو بد دادیم . بعد نمره مون رو بهم گفت و من   شدم ! نهههههه خیلی بد نبود . اما بد بود دیگه   . بعدم گفت نه اگر خودتون تهنای امتحان میدادین بهتر تر بود . من : به جون خودم آقا یکیشم نمیشد تهنایی حل کرد   . گفت آره خوب سوالاش از کنکور سخت تر بود . می خواستم ببینم چقدر خلاقیت دارین . من : آقا خیلییییییییییییییییییییی . اما نه توی این یه مورد . دیگه خلاصه اینجوریا و اینا . بعدم گفت اگر می خواستم نمره ش رو حساب کنم که بالا سرتون می موندم بچه ! و ما بسی خوشحالللللللل از اینکه این نمره ی درخشان در سوابق تحصیلی ما حساب نخواهد شد .

بالاخرههههههههههههههههههههههههههههههه !
بالاخره هوای بوشهر هم سرد شد . بوشهر همیشه این طوریهیییی سرد میشه . مثلا شب کولر روشنه بعد صبح که می خوای بری بیرون یخ وزیتی   .البته سرددددد آن چنانی هم نشده . اما خوب خوب شده اما چون سرمای بوشهر سوز داره و میره تا تو استخون ! دیگه ملت کاشپن می پوشن ! من که هنوز کاشپن ماشپن رو بیخیالم    .

وسط نوشت : بلاگفا با کلاس شدهههههههه ! قسمت وبلاگ های دوستان اضاف کرده ! اما چه فایده . فقط میشه خود بلاگفایی ها رو دید ! خوب مادر بقیه ش رو هم می ذاشتید !  د ل د ر د داری مگه ؟!!!!!!!

همچنان در آرزوی بارون مانده ام! ..... هی توی تی وی   میگن فلان شهر به خاطر سرما و برف و بارون تهطیلید اما اینجا هنوز نو رین هست   .

ووووووووووی این هفته آقای پیروز داره میاد .......

هنوز اون سر درد لعنتی رو دارم   . حالا باز بعضیا میگن تو سر درد داشتی و این همه حرف زدی ؟! آره برادر من داشتم و اینقدر حرفف زدم .

از بس حرف نزدم با هیشکی دارم می ترکم دیگه   .

باز این کامی ویروسی شدههههههههههه   . من نمی دونم این چه مرضی داره ؟!!!!!!!! هی هر دقیقه مرض می گیرتش ! این دفعه دیگه کور خوندی   اینقدر اینطوری می مونی تا بمیری    .... نه نمیریییی  نه گناه دارییییییی .

عروسی هم خوش گذشتید  !  جای همگی خالیییییییی !   . ایشالا روزی خودتون باشه ننه ! من بیام براتون کادو  بیارم  نیارم  . نه یعنی منظورم اینه که من بیام عروسیتون شما به من کادو بدین به خاطر اینکه اومدم عروسیتون . خوب دههههههه احتیاجه دیگه . از خودتون تشکر در وکنین دیگه ! ما تشکراتمون رو نقدی قبول می کنیم ! خشکه حساب کنید لطفا !

بعضی وقتا دلم  می خواد یه وبلاگ یواشکی داشته باشم   . خیلی دوست دارم ! اما خوب فعلا که نو تایم !

بازم میگم خیلی خری   . ( این نوشته مخاطب خاص دارد ! )

مواظب خودتون باشید دوست جونا .....

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 2:8 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

 دیروز مراسم دومین سالگرد مرحوم آتشی بود !

من که متاسفانه نتونستم شرکت کنم !

با اجازه از آقای شعرانی و آقای فخرایی عکس های گرفته شده توسط ایشان رو لینک میدم !

وبلاگ خبری بندر دیر

                                                     

نام است که نسلم را بر پا می دارد

و فرزندانم

که مادر باغ می زایدشان

همه سرو نام خواهند داشت ...

۱ آذر ۸۶

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 10:26 PM  توسط مريم خانومی  | 



 

من مریم هستم متولد 25دی ماه 1368 از بوشهر!!!!
وبلاگ نویسی رو از 9 شهریور 1384 شروع کردم.
می نویسم برای ثبت لحظات تلخ و شیرین زندگیم ....
می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری
من نمانم روزگاری این بماند یادگاری

 

روزی روزگاری
ایمیل من
آرشيو وبلاگ




تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384



Designed By
RooZi RooZeGari