باز آمد بوی ماه مدرسه بوی شادی های راه مدرسه
دهه بچه بیخود می کنی دیگه . دیگه بزرگ شدی
. خیر سرت دیفلم گرفتی
. حالا دیگه می خوای بری پیش دانشگاهی باید آدم باشی
. توی راه مدرسه شادی کنی که چی بشه
؟ مگه خونه ی خالست
؟!!!!!!!! نه این حرفا نیست . کی تا حالا دیدین من بچه ساکتی باشم
؟ اما نههههههههههه
. فکر بد نکنیناااااا . من بیرون که میرم ۶ تا وزنه ی شونصد تُنی به خودم آویز می کنم
مثل خانومای با شخصیت تو خیابون راه میرم
.
دارم میرم به مدرسه ......... دارم میرم به مدرسه ====> بر وزن دارم میرم به تهرون
خداییش خوبه ها . میریم مدرسه . بلکه بشینیم مثل بچه درس خونا ۴ کلوم درس بخونیم . خجالتم خوب چیزیه . از صبح شونصد هفصد بار این کتابای خشکل مامانی رو جلوم باز می کنم و میگم خوب از امروز صبححححححححح دیگه درس و درس و درس و .... بازم درس دیگه
. اما ییییییی هوو حس آخی طفلکی مریم می گیرتم و باز درس نمی خونم
( چه افتخاریم می کنه دخترههههههه ی پررو
) . اصلا این شده معضلی واسه خودش
.
اما از فردا تشریف فرما میشیم مدرسه و شروع می کنیم به درس خوندن . هوراااااااااا
. این هوراها را نمی گم که بگم الکی دارم خوشحالی می کنمااااااا . نه خداییش اصلا اینجوری نیست
. یه کم فرای این چیزاست
. اما جدنی جدنییییییی هم خوشحالم هم نگرانم هم ....... . خلاصه اینکه داریم میریم به مدرسه . برای سال آخر اگه خدا قبول کنه توی این نیمکتای مدرسه بشینیم
. اما باید بگم شرمنده ی حضور فعال و اون روح ورزشکاریتون هستم من . چون دیگه نمیکت نداریم
,صندلی نشین می شویم و این خیلیییییییییی دردناکه
.
فیلم هری پاتر ۵ گیرم اومد . اما هنوز ندیدمش . خوب آخه همین ۱ ساعت پیش رسید دستم
. گفتم اول بیام خدمت شما بعد برم هری جون بینی
. فصل ۱ کتاب هفتمش هم خوندم .
......... در انتظار بقیه . زودی بیاد کتابش حداقل شبی ۴ صفحه بخونیم زودی تموم بشه بعدش دیگه بشینیم درس بخونیم
.
میگم راستی یه چیزییییییییییییییی
. من سلام نکردم
. اه اه چه بچه ی بی ادبی
. سلامممممم . سلامی به گرمیه آفتاب خرما پزون بوشهرررررررررررر به روی ماه همتون
. خوب هستید ؟ مادر خوبه ؟ پدر خوبه ؟ خواهر بزرگه ؟ خواهر کوچیکه ؟ اون وسطیه ؟ داداشا ؟ بچه همسایتون ؟ بقال سر کوچتون ؟ اصغر آقا قصاب ؟ کفشات ؟ جورابات ؟ لباس شویی ؟ ظرفا ؟ لیوانا ؟ کاسه بشقابا ؟ همه خوبن ایشالا ؟ عمو ؟ خاله و عمه و زندایی و شوهر خاله و شوهر عمه و نوه ها و بچه های خاله و عمه و دایی و ....... همه ایشالا خوبن ؟
کسی جا نموند ؟!!!!
بعدنشم تازهههههههه
. جای نرگس جونم و افسانه جون اساسی سبزه . هنوز که مکه نرفتن فکر کنم که حاج خانوم بشن . اما زیارتشون قبول باشه ایشالا
. ایشالا که حسابی بهشون خوش بگذره و حسابی هم برامون دعا کنن
.
دلم دریا می خواد شدیدااااااااااااااا
. اما دلمم نمیاد بدون نرگس برم . حالا فعلا تا ببینیم چی میشه ؟!!!!!!
وای دایی جونی اومد بوشهر . عکسای جوجو و جیجه رو آورد . اینقدر خشکل شده بود این نی نی
. جونور چه خنده ای هم میکرده . ووووووووووی نی نی خشملو
.
خوب دیگه خیلی حرف زدم . کاش یه دونش هم مفید بود
. همش چرت و پرت . من نمی دونم این ملت خسته نمیشن از بس چرت و پرت میگن ؟
( دیوار جون شنیدییییییییی ؟؟؟؟؟
)
با اجازتون از حضور گرم و صمیمیتون مرخص بشم برم ببینم چه غلطی می تونم با این گردن و دستم بکنم که خیلی دارن اذیتم می کنن
.
شاد باشید و همیشه پیروز
فصل زود هنگام مدرسه ی ما هم رسید
......
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 7:55 PM توسط مريم خانومی
|

.
. این فریدون جیرانی هم عادت کرده واسه تبلیغ فیلماش ۴ کیلو خون و کشت و کشتار بذاره و بعدم اطلاعیه ی زیر ۱۶ سال نبینن بهتره بده
.
!!!!!!!!!
. منم خوندم . بلدددددددد
: امروز توی برنامه ی خانواده بخض تازه ها خانومه گفت : ( دقیقا یادم نمیاداااااا اما خوب ) گفت که همین سازمانه که کلمات جدید ایرانی میده 
دنیا اومد
......... . خیلی گوگوریه
. قربونش برم الهییی
. توی خانواده ی مادر خانومی توی گوش ۹ تا نوه ( با این جیجه شدیم ۹ تا
) آقای پدر اذان خوندن . نمی دونم قضیش چیه
دیگه تلفن رو گذاشتن کنار گوش نی نی جون و آقای پدر از یه جا که مهمون بودیم توی گوش نی نی اذان خوند . البته ما که نفهمیدیم چه طوری خوند
چرا این اینجوریه ؟؟؟؟ چرا من اینقدرم
. دلم برای اون سرما خوردگی هم تنگ شده .
" نگاه کردنات تنگ شده . دلم برای یکی به دو کردنامون تنگ شده . دلم برای اون نگاه های زیر چشمی و موزی تنگ شده . دلم واسه ایمیل های دراز تنگ شده . دلم برای آف میل ها و بعضی وقت ها چت میل هامون تنگ شده
.
.
؟ یا کاردانی مونده هنوز؟ ایشالا که همه موفق باشن
.
.... ( البته جهت شرکت در کنکور آزمایشی ) . سوالای عمومی رو خوب زدم . البته اونایی که مربوط به پیش دانشگاهی بود که هیچی . سوالای تخصصی هم که ..........
؟!!!!! دوما اینکه نمی دونم چه مرضی دارم والاااااااا که حوصله نداشتم . البته گردن درد و دستم هم که دیگه فاکتور بگیرید
. اومدم بیرون تا وسایلم رو تحویل گرفتم و اومدم یه جا پیدا کردم برای نشستن دیدم دوستم لاله هم اومد و خلاصه ما هم منتظررررررررر تا فروز خانوم تشریف بیارن . نمی دونم امتحان رو خیلی جدی گرفته بود یا فکر می کرد ما هنوز سر جلسه هستیم و اگه بیاد بیرون حوضلش سر میره . گفتااااااا . اما من یادم نمیاد
. اما اشکال نداره . می بخشمت . نوووووووووش جونت . گوشت بشه به تنت
.
. و به همین مناسبت ها خاله خانومی جون
؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
؟!؟!؟!؟!


.
.
.
!!!!
.
. ۱۰۰۰ دستگاه اتوبوس اضاف شد یه روزه . مترو هم که هست . تازه قبلشم ماشینا رو زوج و فرد استفاده می کردن
. و بدیش هم برای جنوبی های بیچاره هست . دیگه توی این هوای گرم میشه کولر روشن کرد ؟؟؟؟؟؟؟ خودشون نشستن توی خنکی به فکر ما ها نیستن . به خدا خجالتم خوب چیزیه
.
. خوب میگم دیگه . نمره ها از اون چیزی که انتظار داشتیم یه دو سه تا پله پایین تر بود
.
