سلام . خوبید ؟؟؟؟
دیروز یه چیزی رو یادم رفت بگم که خیلی هم مهم بود
. حالا امروز میگم خدمتتون
.
یه چند روزی بود که واسه کلاس ما و اول۲ وایت برد جدید خریده بودن و دیروز که رفتیم مدرسه دیدم به به نصب شده رو دیوار و دیگه حالی به هولی
.
زنگ اول که امتحان عربی داشتیم . به یه زووووور و زحمتی امتحان رو دادیم
. بابااااااا من به کی بگم آخه من تجزیه و ترکیب بلد نیستممممممم
. هر کاری هم کنم یاد نمی گیرم . البته توی این امتحان درست نوشتم همه رو
....
ها داشتم از وایت برد می گفتم . خلاصه زنگ دوم فیزیک داشتیم . داشتیم نمونه سوال حل می کردیم . بعد نفر بعدی که رفت سوال حا کنه هررررررر کاری می کرد این نوشته های روی وایت برد پاک نمیشدن . فقط به یه زوووووور و زحمتی کمرنگ میشدن .
سوری رفت از دفتر کاور تخته پاک کن بگیره به ناظممون گفت که این اینجوریه . اونم گفت :
- خدا خیر نداده هااااااا
. تخته ی اول ۲ هم همینطوره . جنسشون خوب نبوده .
خلاصه من که رفتم تمرین حل کنم دیدم نههههههه آقا این به این راحتیا پاک نمیشه . دبیرمون گفت :
- بریم توی کلاس پیش ریاضی بشینیم . اونا امروز نیستن .
دیگه خلاصه ما رفتیم و اینااااااا
.
زنگ بعدش هندسه داشتیم
. گفتیم بریم تو کلاس خودمون که دبیرمون نتونه تخته رو پاک کنه و ما هم وقت کنیم بنویسیم . آخه دبیر هندسمون اسپیدش رو ADSL هست
.
بعد ناظممون اومد گفت :
- بچه ها این پلاستیک پرس روی تخته رو در بیارین .
![]()
خوب دهههههههه چه کار کنیم ؟ پرس بود اصلااااا مشخص نبود . ما هم فکر کردیم کسی که نصب کرده پلاستیک ملاستیکای روش رو در آورده
.
اینم حکایت وایت برد کلاس ما
.
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 12:53 PM توسط مريم خانومی
|

