فکر می کنید این گل ها رو کجا دیدم
؟ توی پارک ؟ توی گلفروشی ؟ توی گلدون کریستال ؟ یا روی یک تابلوی نقاشی ؟ نه
.... به هیچ عنوان !!!!
زیبا ترین گلی که دیدم
, توی یه لیوان معمولی , داخل یک دستشویی عمومی بود
. تعجب کردید
؟ آره , منم اول جا خوردم
. اما خیلی زیبا بود
.
روزی وارد یک توالت عمومی شدم , صورت خندان خانمی
که مسئول نظافت اونجا بود , توجهم رو جلب کرد
. او کنار دستش روی میز , دو شاخه گل
, داخل یه لیوان گذاشته بود
. خیلی از این ذوق و سلیقه تعجب کردم
. او محل کارش رو که یه دستشویی بود , با گذاشتن گل , برای خودش دلپذیر کرده بود
!!!!
خیلی ها فکر می کنن برای اینکه سلیقه و احساساتشون متبلور بشه , حتما باید تمام شرایط خارجی جور باشه , و محیط اطراف روی احساسشون تاثیر بذاره
. تا در یک لحظه خاص شکوفا بشه
. اما این خانم چقدر زیبا محیط کارش رو تحت تاثیر ذوق و سلیقه اش قرار داده بود
. شاید اگر می خواست منتظر تغییر شرایط بشه هیچ وقت به مقصود نمی رسید
.
افسوس که بعضی از ما از محل کارمون به خوبی یاد نمی کنیم و حتی به ذهنمون هم نمی رسه که میشه هر محلی رو , هر چقدر هم که دلپذیر نباشه , تا حدی قابل تحمل کرد
. با صورتی خندون
, یا با دو شاخه گل توی یه لیوان !!!!
خیلی ها , این کار رو از محل کار و زندگیشون هم دریغ می کنن , گل که نمی ذارن هیچ , تموم گلدون ها رو هم خشک می کنن
. گل لبخندی که روی لب ما به روی تازه واردین می شکفه , از هر گلی زیبا تره
!!!!
می دونین دومین گل زیبایی که دیدم کجا بود
؟ توی یه خرابه یه خونه قدیمی که کوبیده شده بود . میون تل آجر و خاک و تیر آهن , اتاقک آجری کوچکی مربوط به نگهبان اون محل بود , که پشت پنجره ی کوچکش یه گلدون گل آفتابگردون قرار داشت
.
شما اسم این کار رو چی می ذارین
؟ ذوق و سلیقه ؟ امید .... ؟
هر چی می خواهید بذارین , اما این گل به نظر من از تابلوی چند میلیون دلاری " گل آفتابگردون " اثر " ون گوگ " , که همه برای دیدنش سر و دست می شکنن , به مراتب زیبا تر و پر معنا تر بود
!!!! چرا که در میون خوابه های یه خونه کلنگی , که هیچ بویی از لطافت و زیبایی نبرده , نماد یک روح لطیف و امیدوار بود
.
درسته که مشکلات زندگی برای بعضی ها رمقی برای لبخند زدن و یا دیدن یک گل نمی ذاره , اما اگر کمی دقیق تر به اطافتون نگاه کنین , چیز هایی رو می بینین که ارزش دیدن و کمی تامل رو دارن
.
شما زیبا ترین گل رو کجا دیدین
؟!!!!
