داداش پویا , طاهره جونم و مرتضی جون دستتون درد نکنه . خیلی لطف کردین
. وقتی از مدرسه آنلاین شدم و صفحه ی بلاگم رو دیدم کلی ذوق کردم و البته کلی هم .... نمی دونم چی بگم ؟! فقط می تونم بگم : مرسی!!!!!!!
دیشب من از کلاس زبان که خواستم بیام خونه شهرزاد گفت : مریم مامانم خونه نیست میام خونه ی شما . منم گفتم باشه خیلی خوبه . وقتی زنگ در خونه رو زدم مادر خانومی لطف کردن و بنده و شهرزاد رو دیدن و در رو باز کردن . منم گرم صحبت با شهرزاد داشتم عقب عقب میومدم بالای پله ها ....
بعد در سالن رو باز کردم دیدم چراغا خاموشه . یه دفعه صدای سوت و دست و تولدت مبارک بلند شد![]()
![]()
.
گلاره - سوری - مهجبین - لاله و شهرزاد ( که مامانش نبود خونه . ای شیطون) اومده بودن . کلی من رو ذوق زده کردن .
دیگه همه چیز رو هم خودشون تهیه کرده بودن .
این چیزا اینا بیدن : کیک
- بادکنک
- پفک
- چیپس
- و بخش مهمش : هایدای مخصوص![]()
![]()
![]()
خلاصه اینجوری دیگه .....
صبح هم که از مدرسه آنلاین شدم دیدم صفحه ی وبلاگم رو .... یه پست جدید از پویا و طاهره و مرتضی.
از همتون ممنونم . ایشالا بتونم جبران کنم !!!!!
دوستای حقیقیم توی دنیای مجازی و دوستای حقیقی توی دنیای حقیقی همتون رو دوست دارم و برای موفقیتتون دعا می کنم !!!!![]()
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 11:57 PM توسط مريم خانومی
|


