تبليغاتX
مریم
بولداگ خطرناک ترين مورچه جهان (Bulldog Ant)



 

مورچه بولداگ (Bulldog Ant)


مورچه اي موسوم به بولداگ بومي سرزمين اصلي استراليا و تاسماني ، خطرناک ترين مورچه در جهان بشمار مي رود . از سال 1946 تا کنون 3 مورد حاکي از حمله اين مورچه به انسان و از پا در آوردن و خوردن آن گزارش شده که مورد سوم در نوامبر 1988 رخ داد .

مورچه های بولداگ (bulldog) یکی از شناخته شده ترین مورچه های استرالیا از لحاظ اندازه و نیش دردآورشان می باشند. این نوع از مورچگان علاوه بر شاخک های درد آورشان دارای نیشی به مراتب کشنده تر در انتهای بدنشان می باشند. این مورچه های ۴ سانتیمتری از این جهت بولداگ خوانده می شوند چون مانند سگ بولداگ، اگر حیوانی را مورد تهاجم قرار دهند او را رها نمی کنند. این مورچه ها دارای خوی بسیار تهاجمی و قدرت دید بسیار عالی می باشند.

+ نوشته شده توسط maryam-khanoomi در 88/11/01 و ساعت 19:21 |

اغلب، آنچه كه ما آنها را «ماوراءالطبيعه» مي‌خوانيم، جنبه‌ها يا ويژگي‌هاي دنياي طبيعي ما هستند كه هنوز علم بشري پاسخي براي آنها نيافته است و هر چند كه «گلوله آذرخش» گاه يك پديده ماوراءالطبيعه ناميده نمي‌شود و برخي آن را پديده‌اي كاملا طبيعي مي‌خوانند، اما ماهيت اسرارآميز آن، قرن‌هاست كه دانشمندان و پژوهشگران ماورائي را گيج و سردرگم كرده است. گلوله آذرخش در حقيقت معماگونه‌ترين و اسرارآميزترين پديده طبيعي دنياست.

در حال حاضر هيچ فرضيه قابل قبول و راضي‌كننده علمي براي گلوله آذرخش وجود ندارد. شايد علت اين موضوع نادر بودن اين رخداد باشد و اين‌كه اين نوع آذرخش آنقدر تداوم نمي‌يابد كه بتوان بر روي آن مطالعه‌اي انجام داد، معمولا عمر گلوله آذرخش كمتر از پنج ثانيه است.

طبق تعريف محققان، «گلوله آذرخش» نامي است كه به كره‌هاي كوچك نوراني و متحرك اطلاق و گاه در زمان توفان و رعد و برق مشاهده مي‌شود. كساني كه از نزديك اين گوي‌هاي نوراني را ديده‌اند مي‌گويند آنها صدا و بو داشته و گاه خسارات مادي دائمي ايجاد مي‌كنند. بسياري از دانشمندان هنوز هم منكر وجود اين گلوله‌ها هستند، ولي مشاهدات عيني اين پديده عجيب آنقدر زياد است كه به سختي مي‌توان منكر واقعيت آن شد.

اســرارآميــز

همين مشاهدات عيني شخصي هستند كه باعث اسرارآميز جلوه كردن آنها شده‌اند. بسياري از شاهدان معتقدند حركت يا «رفتار» گلوله آذرخش به گونه‌اي است كه گويي داراي هوش است و مي‌داند چه كار مي‌خواهد انجام دهد و به كجا مي‌خواهد برود. وقتي يك گلوله آذرخش وارد خانه‌اي مي‌شود، از راه درها يا پنجره‌ها به درون مي‌رود و مسير خود را به خوبي پيدا مي‌كند. اين ساده‌لوحانه است كه گلوله‌هاي آذرخش را هوشمند بدانيم ولي بايد گفت حكايت‌ها و اتفاقاتي كه درباره آن تعريف مي‌شوند تا حد زيادي متقاعدكننده هستند.

در ژانويه سال 1984 يك گلوله آذرخش به قطر 10 سانتي‌متر وارد يك هواپيماي مسافربري روسي شد. طبق اخبار منتشر شده در رسانه‌هاي روس، اين گلوله نوراني از بالاي سر مسافران حيرت‌زده و هراسان پرواز كرد و سپس در قسمت عقب هواپيما به دو هلال نوراني تقسيم شد. كمي بعد دوباره اين دو هلال به هم چسبيدند و تقريبا بدون هيچ صدايي هواپيما را ترك كردند، اين گلوله دو حفره در هواپيما ايجاد كرد.

 يك «گلوله جرقه» تقريبا به اندازه يك توپ بسكتبال وارد يك هواپيماي تجاري شد. اين گلوله كه ظاهرا از راه هواكش موتور وارد شده بود، به سوي قسمت دماغه حركت كرد و يك مهماندار همچنان كه سعي مي‌كرد خودش را از سر راه گلوله آتشين كنار بكشد، جيغ مي‌زد ولي گلوله قبل از اين‌كه به او بخورد از هم پاشيد و محو شد.

 «گلن فريزير» در مزرعه پدربزرگش در شمال پنسيلوانيا بود كه اين اتفاق برايش رخ داد. او مي‌گويد: «من روي ايوان نشسته بودم. يادم مي‌آيد رعد و برق شديدي زد و صداي عظيمي پس از آن شنيده شد. چند ثانيه بعد مادرم جيغ كشيد و من و پدربزرگ برگشتيم و از در به درون خانه نگاه كرديم، چيزي شبيه يك گلوله از برق از در عقب‌خانه وارد شده بود و از راهرو به درون مي‌آمد. اندازه يك توپ بسكتبال بود و اشعه زرد رنگي از آن متصاعد مي‌شد. صداي آن مثل صداي آبي بود كه با فشار از شير به درون دستشويي مي‌ريزد، وقتي به آشپزخانه رسيد جرقه زد و كمي درخشان‌تر و سپس ناپديد شد.»

  «بيل ملفي» درباره رويداد خود مي‌نويسد: «براي تعطيلات به مزرعه كوچكي در تنسي رفته بودم كه ناگهان دو گلوله نوراني ديدم. يكي به قطر سه فوت (9 سانتي‌متر) و ديگري به قطر چهار فوت (120 سانتي‌متر) بودند. آنها نوري آبي و سبز را به اطراف پراكنده مي‌كردند. نور آنها تقريبا به اندازه يك لامپ 50 وات بود ولي مثل بادكنك شفاف و توخالي به نظر مي‌آمدند. آنها كنار هم حركت مي‌كردند و گلوله بزرگ‌تر جلوتر بود. حركت آنها سريع و زيگزاگ مانند بود. من با يك چوب به دنبال آنها دويدم ولي آنها سريع‌تر از من حركت مي‌كردند. سپس در ميان جنگل گم شدند.»

  اين داستان در سال 1921 در شهر «باواريا» آلمان اتفاق افتاد: يك دختر 9 ساله و دايي او در طبقه اول خانه بودند و توفان و رعد و برق شديدي شده بود كه يك گلوله آذرخش در سمت چپ قاب پنجره نمايان شد. گلوله روي زمين افتاد و مثل توپ دو يا سه بار به دور خود چرخيد. سپس آهسته به سوي شاهدها كه آن طرف سالن بودند غلتيد ولي هيچ ردي از خود بر جاي نگذاشت. اين گوي شفاف بود و رنگ‌هاي سبز، سرخ، آبي كمرنگ و ليمويي رنگ آن پشت سر هم تغيير مي‌كردند. گوي، دوباره غلتيد و به سوي بخاري فلزي حركت كرد و از آن بالا رفت. در مسير حركت آن روي سطح فلزي، شيار عميقي به عمق و پهناي يك انگشت شصت به وجود آمد و ناگهان ناپديد شد.

  «كيم لاوك» اهل ميشيگان، داستاني باورنكردني تعريف مي‌كند: «من اولين بار، گلوله آذرخش را جلوي بلندگوي ضبط خانه ديدم. انفجاري صورت گرفت، دود و گردوغبار بلند شد و ناگهان يك گلوله نارنجي بزرگ را آنجا ديدم. گلوله به سوي تلويزيون حركت كرد و از ديوار كنار آن رد شد و رفت. در اثر صداي آن انفجار درهاي كمدها به شدت باز شدند و بعضي از آنها از لولا در آمدند. پارچ‌هاي شيشه‌اي شكستند، در يخچال ناگهان باز شد و تخم‌مرغ‌هاي درون آن ترك‌ برداشتند.»

آيا اين داستان‌ها واقعي هستند؟ دانشمندان با علم پيشرفته امروزي هنوز هم نمي‌توانند اين داستان‌ها را رد كنند يا آنها را بپذيرند!

 

+ نوشته شده توسط maryam-khanoomi در 88/10/29 و ساعت 10:51 |

سرزمين ديدني مالزي كه نقطه به نقطه آن تماشايي است، به خصوص شهر بزرگ اين كشور «كوالالامپور». پايتخت اين كشور با برج‌هاي معروف و ديدني «پتروناس»... كه مانند جواهري از هر گوشه شهر مي‌درخشد بسيار ديدني است، آنهايي كه به اين سرزمين سفر مي‌كنند، هيچ‌گاه بازارهاي خريد اين شهر را فراموش نمي‌كنند، اجناس ارزان، اما با كيفيت در فروشگاه‌هاي بسيار بزرگ... از آنجايي كه مالزي سرزميني توريستي است و سالانه بيش از 20 ميليون توريست از سراسر جهان به اين كشور جنوب شرقي آسيا سفر مي‌كنند، پذيرايي از توريست‌ها در حد بالايي انجام مي‌پذيرد. مسافراني كه به «كوالا» مي‌روند، حتما توسط آژانس‌هاي مسافرتي به 25 كيلومتري اين شهر يعني منطقه «پوتروجايا» كه به شهر هوشمند معروف است خواهند رفت، وجود يك درياچه مصنوعي زيبا به همراه بناهاي جذاب و مدرن در هنر معماري اين كشور باعث تعجب جهانگردان مي‌شود. اما همان طور كه نوشته شد، به دليل توريستي بودن اين كشور، هر ماه جشنواره‌هاي خريد در نقاط مختلف اين كشور برگزار مي‌شود و پاي خريداران را به آن جا باز مي‌كند.

مالزي آن قدر ديدني است كه براي ديدن اين كشور، حداقل بايد يك سالي وقت صرف كنيد، گفتني است، در «كوالا» و در ديگر شهرهاي اين كشور، هتل‌هاي بزرگ و چند ده طبقه، نماي زيبايي به اين شهر داده است. هتل‌هايي كه امكانات رفاهي زيادي را براي گردشگران خود، تدارك مي‌بينند. اما نكته‌ حائز اهميت اين است كه كشور استوايي مالزي معمولا در 12 ماه سال، آب و هواي يكنواختي دارد و نه بسيار گرم است و نه سرد، ضمن اين‌كه باران‌هاي استوايي اين كشور هم در نوع خود ديدني است.

بانكوك با مراكز خريد بزرگ

تايلند يكي ديگر از كشورهاي جنوب شرق آسياست كه همسايه شمالي مالزي است. بانكوك هم از جمله شهرهاي توريستي معروف دنياست كه هر ماه پذيراي سيلي از توريست‌هاي مختلف در خود مي‌باشد. به بانكوك كه مي‌رويد، حتما به پارك‌هاي بزرگ و ديدني اين شهر سري بزنيد كه ديدن آن براي بار اول هيچ‌گاه از خاطرتان محو نخواهد شد، ضمن اين‌كه منطقه‌اي در اين شهر است كه تمامي آثار معماري كل دنيا به شكل ماكت در آن به چشم مي‌خورد و همچنين در بانكوك مراكز بزرگ خريد وجود دارد، تا جايي كه اگر در فروشگاه‌هاي بزرگ اين شهر حواستان جمع نباشد ممكن است گم شويد.

استانبول شهري پرجنب و جوش

استانبول معروف‌ترين شهر در تركيه مي‌باشد كه در منطقه اروپايي آن واقع شده است. استانبول شهري است پرجنب و جوش كه در تمام فصل‌هاي سال مركز بزرگ خريد براي اروپايي‌ها و آسيايي‌هاست. به جز اينها استابنول مكان‌هاي تاريخي زيادي دارد كه پاي گردشگران را از سراسر دنيا به آنجا باز مي‌كند. اما معمولا آنهايي كه از ايران به استانبول سفر مي‌كنند، براي خريد از مراكز بزرگ به اين شهر مي‌روند. بازارهاي بزرگ و اجناسي با كيفيت به خصوص پوشاك، باعث شده كه تركيه چه در زمستان و چه در تابستان، توريست‌هاي ويژه خود را داشته باشد، ضمن اين‌كه استانبول در زمستان هم ديدني است.

ديدار از برج 829 متري

«دبي» هم از آن جمله شهرهاي سواحل خليج‌فارس است كه گردشگران زيادي را براي خود جذب مي‌كند، به خصوص تازگي‌ها توريست‌هاي زيادتري از سراسر دنيا به آنجا مي‌روند، به اين دليل كه چندي پيش بلندترين برج دنيا با برپايي مراسمي ويژه در آنجا افتتاح شد. برج خليفه، 829 متر ارتفاع دارد و هم‌اكنون بلندترين برج جهان به شمار مي‌رود. اين برج بخش‌هاي متعددي دارد كه از ميان آنها مي‌توان به بخش‌هاي تفريحي، اداري و هتل آن اشاره كرد. يكي از طبقات اين هتل هم به مسجد تبديل شده است، گفتني است اين بناي بزرگ بيش از 200 طبقه دارد.

+ نوشته شده توسط maryam-khanoomi در 88/10/29 و ساعت 10:49 |

پنگوئنها پرندگاني هستند كه نميتوانند پرواز كنند، اما خيلي خوب شنا ميكنند و بيشتر زندگيشان را در دريا ميگذرانند، آنها پرهاي ضدآب و براقي دارند كه به خشك نگهداشتن بيشتر پوستشان كمك ميكند، آنها نسبت به اكثر پرندگان، پرهاي بيشتري دارند، اما هر سال پرهاي قديميشان ميريزد و پرهاي جديدي برايشان رشد ميكند.

پنگوئنهاي نر و ماده خيلي شبيه هم بهنظر ميرسند، پنگوئنها داراي رنگهاي متضادند، شكمشان روشنتر است و پشتشان سياه است.

در قطب جنوب

خيليها فكر ميكنند پنگوئنها در نيمكره شمالي و قطب شمال زندگي ميكنند، اما همه پنگوئنها در نيمكره جنوبي (قطب جنوب) زندگي ميكنند. آنها در آب و هواهاي مختلف، از مناطق گرمسير استوايي تا قاره قطب جنوب يخزده زندگي ميكنند، اين پرندگان بيدفاع معمولا در جزايري كه جانوران درنده ندارد يا روي بخشهاي دورافتاده يك قاره زندگي ميكنند، تغذيه پنگوئنها در اقيانوس است، آنها ماهي، خرچنگ و ماهي مركب ميخورند.

 

پنگوئنهاي تخمگذار

پس از تخمگذاري پنگوئن ماده، او تخم را به طرف پنگوئن نر روي زمين قِل ميدهد و پنگوئن نر، تخم را به مدت 45 روز روي پاهايش نگه ميدارد تا گرم بماند و با يخها تماس پيدا نكد. نكته جالب اينجاست كه قل دادن تخم از پنگوئن ماده به طرف پنگوئن نر، بايد در كمتر از دو دقيقه انجام شود وگرنه تخم يخ ميزند و نوزاد از بين ميرود. در مدت 45 روزي كه پرنده نر تخمها را روي پاهايش نگه ميدارد و ميايستد، پنگوئن ماده ميرود و دنبال غذا ميگردد، جالب اينجاست كه همه پنگوئنهاي ماده به فاصله چند ساعت از بيرون آمدن جوجه پنگوئن، با غذا بر ميگردند! حيرتانگيز است، نه!

عكاس مجله «ژئوگرافيك» به قطب جنوب سفر كرد و رازهايي از زندگي پنگوئنها را به تصوير كشيد.

بسيار باهوش

اگر از دور، حركتهاي جمعي پنگوئنها را ببينيد متوجه خواهيد شد كه آنها در زندگي جمعي و گروهي بسيار هماهنگ زندگي ميكنند و از همزيستي مسالمتآميزي برخوردار هستند، ضمن اينكه پنگوئنها بسيار باهوش ميباشند و از قدرت درك بسيار بالايي برخوردارند، همچنين با انسانها روابط عاطفي خوبي برقرار ميكنند.

+ نوشته شده توسط maryam-khanoomi در 88/10/29 و ساعت 10:46 |